محمد تقي المجلسي (الأول)
99
يك دوره فقه كامل فارسى (فارسى)
قرض داران نميشوند كه حصّه از مال مفلس بستانند و اگر بعد از حجر مال كسى تلف كند صاحب انمال شريك قرض داران شود و حصّه از مال مفلس بوى دهند و اگر كسى چيزى بمفلس بفروشد بعد از حجر اگر عالم است بحجر او صبر نمايد تا بعد از خلاصى از حجر قيمت بستاند و اگر نداند كه او محجور است يك احتمال انست كه عين مال خود را باز ستاند و يك احتمال انكه شريك ديگر قرضداران باشد و حصّه از مال مفلس بستاند و اگر مفلس را حجر نمايند و قرض مؤجل داشته باشد حال نميشود و از انمال چيزى بوى ندهند و اجرت كيل كننده مال مفلس و بردارندهء و نگاه دارندهء ان و هر كاريكه متعلّق باشد بمصلحت حجر مقدّم است بر قرض و اگر مفلس را قرضى از كسى ستدنى باشد و يك گواه گواهى دهد مفلس جهة ثبوت ان دين سوگند ياد كند و انمال قرضداران قسمت كنند و اگر مفلس رجوع سوگند بقرضدارنده كنند قرضداران او را روا نيست كه سوگند بخورند بحث دوّم در اختصاص غريم به عين مال اگر كسى چيزى فروخته باشد بمفلس و تمامى قيمت حال باشد و نتواند كه بستاند بسبب افلاس او را ميرسد كه عين مال خود را باز ستاند اگر چه قرضخواهان گويند كه ما از مال مفلس اوّل قيمت مال تو ميدهيم و اگر چه مفلس چيزى غير ان نداشته باشد و ميرسدش نيز كه شريك قرض خواهان شود از مال مفلس حصّه بستاند و اگر از عين مال او بعضى مانده باشد انرا بستاند و در تتمه شريك قرضخواهان باشد و اينحكم وقتيست كه مفلس زنده باشد و اگر مفلس بميرد نتواند كه عين مال شريك را باز ستاند مگر وقتى كه ميراث مقدار دين باشد و اگر مال او عيبى پيدا كرده باشد كه مفلس مستحق ارش باشد عين مال را بازستاند و بارش شريك قرضخواهان شود و اگر عيب از اللّه تعالى باشد يا بفعل مفلس عين مال خود را بعوض تمامى قيمت بستاند يا انكه به قيمت شريك قرض خواهان شود در قسمت مال مفلس و عين مال خود را بگذارد و اگر انمال را زيادتى پيدا شود اگر منفصل باشد مانند بچّهء حيوان و ثمرهء درخت ان زيادتى از انمفلس است و اگر متّصل باشد مانند فربهى يا بزرگى انكس را نميرسد كه عين مال خود را باز ستاند بلكه شريك قرضخواهان شود به قيمت و اگر مفلس در انچه خريده درخت بنشانده باشد انكس را نميرسد كه درختها را بركند و تاوان بدهد بلكه زمين را بازستاند و درخت را بفروشند و اگر كسى چيزى به اجاره بستاند و مفلس شود انكس كه انچيز به اجاره داده ميرسدش كه انرا بازستاند اگر چه قرضخواهان گويند كه ما اجرت را به تمام مى دهيم و اگر كسى چيزى مثل گندم بمفلس فروخته باشد و مفلس انرا بگندمى ديگر مثل ان يا بدتر خلط كرده باشد او را ميرسد كه از انگندم مقدار مال خود بستاند و اگر خلط كرده باشد بگندمى خوبتر از ان شريك قرضخواهان شود و اگر مفلس ريسمان خريده باشد و بافته صاحب ريسمان ميرسدش كه عين را بستاند و انچه زايد شده به عمل مفلس از انقرضخواهان است و همچنين است اگر رنگ كرده باشد و اگر كسى چيزى مثل گندم از شخصى بخرد و انشخص مفلس شود شريك قرضخواهان گردد بثمن كه داده يا قيمتى كه ارزد و فسخ عقد بسبب افلاس مخصوصست بمانند بيع و اجاره چنانچه گذشت و در غير ان جائز نيست پس اگر بعد از نكاح شوهر مفلس شود زنرا فسخ نرسد و اگر بعد از خلع زن مفلس شود شوهر را فسخ خلع نرسد و اگر مفلس زمينى خريده باشد و زراعت كرده و صاحب زمين فسخ كند و زمين را باز ستاند زراعت را باز گذارد تا وقت درو باجرت و ان اجرت مقدّم باشد بر حق قرضخواهان